close
چت روم
۲ داستان جالب و آموزنده جدید
منوي کاربري
خبر نامه
    news
موضوعات
?آمار و اطلاعات?
    امار کاربران
    افراد آنلاين : 1
    اعضاي آنلاين : 0
    اعضا سايت : 839
    جديدترين عضو سايت
    آمار بازيدها
    بازديد امروز : 48
    بازديد ديروز : 4
    ورودي گوگل امروز : 0
    ورودي گوگل ديروز : 0
    بازديد هفته : 70
    بازديد ماه : 314
    بازديد سال : 1,240
    بازديد کلي : 879,305
    آمار مطالب
    کل مطالب : 149
    نظرات : 517
    اطلاعات سيستم شما
    اي پي : 54.198.164.83
    مرورگر :
    سيستم عامل :
    تاريخ امروز
    امروز : جمعه 31 فروردین 1397
دوستان
آخرين ارسال هاي انجمن
عنوان پاسخ بازديد توسط
»حتمـــــا قبــــل ازخــــواب ببــــوسیـــــدش !!!! 1 936 shayan
»این دختر خود را کاملا به یک عروسک تبدیل کرد + عکس 2 1271 shayan
»✿♥●•٠ حالت چشم دانشجوها در دانشگاه ✿♥●•٠ 1 1177 shayan
»ديكشنری کلمات لاتی و کوچه بازاری 1 925 shayan
»نحوه برقراري ارتباط دختر و پسر 3 1152 shayan
»اس ام اس های جدید عاشقانه 1 762 shayan
»ترفندهای دخترای امروزی ! 1 1287 wearingblack
»ورژن طنز آهنگ من میجنگم از یاس در مورد امتحانات ! 0 924 ho3yn_khafanbazar
»♥::.█◄◄ تصــــاویر خطــــای دیــــد ►►█.::♥ 0 1136 ho3yn_khafanbazar
»************عكس العمل دختراوپسرابعد ازقهر************** 0 959 ho3yn_khafanbazar
»ஜ♥ஜ وقتــی یـــه پســـر دیــــر میــــاد خـــونــــه ஜ♥ஜ 0 826 ho3yn_khafanbazar
»پیرمرد 83 ساله ایرانی صاحب فرزند شد 0 705 ho3yn_khafanbazar
»ساخت دامین TK فقط با گذاشتن بنر ما در وب خود 0 674 ho3yn_khafanbazar
»تفاوت معذرت خواهی پسران و دختران 0 817 ho3yn_khafanbazar
»✿ عکسی که اعصابتونو خورد میکنه ✿ 0 1149 ho3yn_khafanbazar
»داستان جنجال برانگیز بین شادمهر عقیلی و فرشاد فرخ پور 0 778 khafan-bazar
»ضرب المثل های دیجیتالی !!!!!!!!!!!!!!!!! 0 705 hossein_mano2music
»واژه OK چگونه در دنیا رسم شد 0 745 hossein_mano2music
»خانواده اپلی!!!!!!!!!!!!!!! 0 665 hossein_mano2music
»اینگونه از دوست پسر یا دوست دختر خود ببرید! 0 704 hossein_mano2music
بـه سایت بـزرگ میــهــن پــاتــوق خوش آمدیـد

آدرس سایت به علت فیلتر شدن ، به آدرس wWw.MihanPatogh1.Tk تغییر یافت.

سایت میهن پاتوق بعد از چندین ماه مسدود بودن و فیلتر شدن، با قدرت بیشتری دوباره به کار خود ادامه میدهد

حسین مدیر کل میهن پاتوق

احــــــاديـــث گـهــــربــــار

۲ داستان جالب و آموزنده جدید

http://1khafan-bazar.tk

 

داستان جالب “کلاه فروش”

کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت.تصمیم گرفت زیر درخت
مدتی استراحت کند.لذا کلاه ها را کنار گذاشت وخوابید.وقتی بیدار شد
متوجه شدکه کلاه ها نیست . بالای سرش را نگاه کرد . تعدادی
میمون را دید که کلاه را برداشته اند.
فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد.در حال فکر کردن سرش
را خاراند ودید که
میمون
ها همین کارراکردند.اوکلاه راازسرش برداشت
ودید که میمون ها هم ازاوتقلید کردند.به
فکرش
رسید… که کلاه
خود را روی زمین پرت کند.لذا این کار را کرد.میمونها هم کلاهها را
بطرف زمین پرت کردند.او همه کلاه ها را جمع کرد وروانه شهر شد.
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد.پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش
را تعریف کرد وتاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد
چگونه برخورد کند.یک روز که او از همان جنگلی گذشت در زیر
درختی استراحت کرد وهمان قضیه برایش اتفاق افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد.میمون ها هم همان کار را کردند.او کلاهش
را برداشت,میمون ها هم این کار را کردند.نهایتا کلاهش رابرروی زمین
انداخت.ولی میمون ها این کار را نکردند.
یکی از میمون هااز درخت پایین امد وکلاه رااز سرش برداشت
ودر
گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری.

نکته : رقابت سکون ندارد.

داستان آموزنده “پسر تنبل”

مردی پسر تنبلی داشت که از زیر کار درمی‌رفت و همه چیز را به شوخی می‌گرفت. روزی او را نزد حکیم آورد و گفت: “از شما می‌خواهم به این پسر من چیزی بگویید که دست از این تنبلی و بی‌تفاوتی‌اش بردارد و مثل بقیه بچه‌های این مدرسه به دنیای واقعیت و کار و تلاش برگردد.”

حکیم با لبخند به پسر نگاه کرد و گفت: “پسرم اگر تو همین باشی که پدرت می‌گوید زندگی سخت و دشواری مقابلت هست. آیا این را می‌دانی؟”

پسر تنبل شانه‌هایش را بالا انداخت و گفت: “مهم نیست؟”

حکیم با تبسم گفت: “آفرین به تو که چیزی برای گفتن داری. لطفاً همینی که می‌گویی را درشت روی این تخته بنویس و برای استراحت با پدرت چند روزی میهمان ما باش.”

صبح روز بعد وقتی همه شاگردان برای خوردن صبحانه دور هم جمع شدند حکیم به آشپز گفت که برای پسر تنبل غذای بسیار کمی بریزد. طوری که فقط سر پایش نگه دارد.

پسر که از غذای کم خود به شدت شاکی شده بود نزد حکیم آمد و به اعتراض گفت: “این آشپز مدرسه شما برای من غذای بسیار کمی ریخت!”

حکیم بی آن که حرفی بزند به نوشته‌ای که شب قبل پسر روی تخته نوشته بود اشاره کرد و گفت: “این نوشته را با صدای بلند بخوان! حرفی است که خودت نوشته‌ای!”

روی تخته نوشته شده بود: “مهم نیست!” و این برای پسر تنبل بسیار گران تمام شد. ظهر که شد دوباره موقع ناهار غذای کمی تحویل پسر تنبل شد. این بار پسر با اعتراض همراه پدرش نزد حکیم آمد و گفت: “من اگر همین‌طوری کم غذا بخورم که خواهم مرد.”

حکیم دوباره به تخته اشاره کرد و گفت: “جواب تو همین است که خودت همیشه می‌گویی!”

روز سوم پسر تنبل زار و نحیف نزد حکیم آمد و گفت: “لطفاً به من بگویید اگر بخواهم غذای کافی به دست آورم چه کار کنم؟”

حکیم به آشپزخانه رفت و گفت: “هر چه را آشپز می‌گوید تا ظهر انجام بده!”

پسر تنبل تا ظهر در آشپزخانه کار کرد و ظهر به اندازه کافی غذا خورد. او خوشحال و خندان نزد حکیم آمد و گفت: “چه خوب شد راهی برای نجات از گرسنگی پیدا کردم!” و بعد خوشحال و خندان برای تأمین شام خود به آشپزخانه برگشت.

پدر پسر تنبل با تعجب به حکیم نگاه کرد و از او پرسید: “راز این به کار افتادن فرزندم چه بود؟”

حکیم با خنده گفت: “او حق داشت بگوید مهم نیست! چون چیزی که برای شما مهم بود و برای حفظ اهمیتش حاضر بودید تلاش کنید، او به خاطر تنبلی‌اش و این که همیشه شما بار کار او را بر دوش می‌گرفتید دلیلی برای نامهم شمردنش پیدا می‌کرد. اما وقتی موضوع به گرسنگی خودش برگشت فهمید که اوضاع جدی است و این‌جا دیگر جای بازی نیست معنی مهم بودن را فهمید و به خود تکانی داد. شما هم از این به بعد عواقب کار و نظر او را مستقیم به خودش برگردانید و بی‌جهت بار تنبلی او را خودتان به تنهایی به دوش نکشید. خواهید دید که وقتی ببیند نتیجه اعمال ناپسندش مستقیم متوجه خودش می‌شود اعمال درست برای او مهم می‌شوند و دیگر همه چیز عالم برایش نامهم نمی‌شوند.”

 

جهت عضویت در سایت کلیک کنید

جهت عضویت در سایت کلیک کنید




موضوع: داستان جالب و آموزنده ,
نويسنده : Admin | تاريخ : 10 / 2 / 1391 | بازديد : 488 | نظرات:()
مطالب مرتبط
نظرات

اين نظر توسط tfIixfBNxwCjGZDJnK در تاريخ 1391/4/19 و 19:18 دقيقه ارسال شده است

FHQCpL , [url=http://mmeefgvvwnvu.com/]mmeefgvvwnvu[/url], [link=http://tvticaqajpjq.com/]tvticaqajpjq[/link], http://eqfrgqnwdwtk.com/

اين نظر توسط DxVarmKfexwzK در تاريخ 1391/4/19 و 3:37 دقيقه ارسال شده است

hWYro5 ayozgxuflrzq

اين نظر توسط IbUNNCznfbZd در تاريخ 1391/4/18 و 21:54 دقيقه ارسال شده است

RwWBMs , [url=http://tetpcptjyewu.com/]tetpcptjyewu[/url], [link=http://ozsoxgnzalsp.com/]ozsoxgnzalsp[/link], http://kileldwchots.com/

اين نظر توسط NtbAwwlyOY در تاريخ 1391/4/17 و 19:06 دقيقه ارسال شده است

ALK3OA rqycjrlyrxlm


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
خدایا با تمام وجود دوستت دارم
مطالب تصادفي
آرشيو
پشتيباني
پشتيباني ياهو
وضعيت ياهو :

(براي Add کردن کليک کنيد)

تبليغات متني
جستجوگر مطالب
امکانات
    قرآن آنلاين


    تعبير خواب


    فال روزانه