close
چت روم
تفاوت خوابگاه دخترا با پسرا
منوي کاربري
خبر نامه
    news
موضوعات
?آمار و اطلاعات?
    امار کاربران
    افراد آنلاين : 1
    اعضاي آنلاين : 0
    اعضا سايت : 839
    جديدترين عضو سايت
    آمار بازيدها
    بازديد امروز : 77
    بازديد ديروز : 5
    ورودي گوگل امروز : 2
    ورودي گوگل ديروز : 0
    بازديد هفته : 84
    بازديد ماه : 255
    بازديد سال : 717
    بازديد کلي : 878,569
    آمار مطالب
    کل مطالب : 149
    نظرات : 517
    اطلاعات سيستم شما
    اي پي : 54.81.150.27
    مرورگر :
    سيستم عامل :
    تاريخ امروز
    امروز : چهارشنبه 28 شهریور 1397
دوستان
آخرين ارسال هاي انجمن
عنوان پاسخ بازديد توسط
»حتمـــــا قبــــل ازخــــواب ببــــوسیـــــدش !!!! 1 939 shayan
»این دختر خود را کاملا به یک عروسک تبدیل کرد + عکس 2 1274 shayan
»✿♥●•٠ حالت چشم دانشجوها در دانشگاه ✿♥●•٠ 1 1178 shayan
»ديكشنری کلمات لاتی و کوچه بازاری 1 1040 shayan
»نحوه برقراري ارتباط دختر و پسر 3 1153 shayan
»اس ام اس های جدید عاشقانه 1 765 shayan
»ترفندهای دخترای امروزی ! 1 1290 wearingblack
»ورژن طنز آهنگ من میجنگم از یاس در مورد امتحانات ! 0 926 ho3yn_khafanbazar
»♥::.█◄◄ تصــــاویر خطــــای دیــــد ►►█.::♥ 0 1141 ho3yn_khafanbazar
»************عكس العمل دختراوپسرابعد ازقهر************** 0 961 ho3yn_khafanbazar
»ஜ♥ஜ وقتــی یـــه پســـر دیــــر میــــاد خـــونــــه ஜ♥ஜ 0 828 ho3yn_khafanbazar
»پیرمرد 83 ساله ایرانی صاحب فرزند شد 0 709 ho3yn_khafanbazar
»ساخت دامین TK فقط با گذاشتن بنر ما در وب خود 0 676 ho3yn_khafanbazar
»تفاوت معذرت خواهی پسران و دختران 0 818 ho3yn_khafanbazar
»✿ عکسی که اعصابتونو خورد میکنه ✿ 0 1154 ho3yn_khafanbazar
»داستان جنجال برانگیز بین شادمهر عقیلی و فرشاد فرخ پور 0 791 khafan-bazar
»ضرب المثل های دیجیتالی !!!!!!!!!!!!!!!!! 0 706 hossein_mano2music
»واژه OK چگونه در دنیا رسم شد 0 748 hossein_mano2music
»خانواده اپلی!!!!!!!!!!!!!!! 0 666 hossein_mano2music
»اینگونه از دوست پسر یا دوست دختر خود ببرید! 0 707 hossein_mano2music
بـه سایت بـزرگ میــهــن پــاتــوق خوش آمدیـد

آدرس سایت به علت فیلتر شدن ، به آدرس wWw.MihanPatogh1.Tk تغییر یافت.

سایت میهن پاتوق بعد از چندین ماه مسدود بودن و فیلتر شدن، با قدرت بیشتری دوباره به کار خود ادامه میدهد

حسین مدیر کل میهن پاتوق

احــــــاديـــث گـهــــربــــار
خوابـگاه دخــتـران ( شب )

سکـانس اول: (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)

شبنم:ِ وا!… خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)

شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟

لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان رو زدن تــو بُــرد. منــی که از ۶ مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد ۲۰ سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده ۱۹!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)

شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم… گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد)

بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم ۸ دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط ۸ دور… (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم: عزیزم… دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط ۷ – ۸ دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگت پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت ۵/۷ بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)

شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!

فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد… نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!

شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.
فرشــته: خب، منــم ۱۹ بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.

(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)



خوابــگاه پســران ( همان شـب)



سکــانـس دوم: (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)

میثـــاق: مهـدی… شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.

مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.
میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدی: آره… منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟

میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!
آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه ۱۰ دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. بچه های کلاس مـا که مثـل بچه های شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری…

مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون… اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!

در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)
میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!

رضــا: پرسپولیس همین الان دومیشم خورد!!!

مهـدی:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه….. .!!!
و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند.
 
 
جهت عضویت در سایت کلیک کنید

جهت عضویت در سایت کلیک کنید




موضوع: مطالب طنز ,
نويسنده : Admin | تاريخ : 21 / 2 / 1391 | بازديد : 553 | نظرات:()
مطالب مرتبط
نظرات


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
خدایا با تمام وجود دوستت دارم
مطالب تصادفي
آرشيو
پشتيباني
پشتيباني ياهو
وضعيت ياهو :

(براي Add کردن کليک کنيد)

تبليغات متني
جستجوگر مطالب
امکانات
    قرآن آنلاين


    تعبير خواب


    فال روزانه